مسافرت به همدان
ما وخالجان حمیده برنامه مسافرت به همدان را ریختیم وچقدر هم خوشحال بودیم یک برنامه دقیق که برای همه روزهایش برنامه داشتیم ودقیقا می دانستیم که چه روزی به کدام شهر وارد می شویم .اولین شهری که رسیدیم اصفهان بود وماعصر آن روز به کنار زاینده رود رفتیم .آیدا بسیار خوشحال بود ودلش می خواست پابرهنه روی چمنها برود امامن می ترسیدم که شیشه یا چیز خطرناکی باشد ومانعش می شدم چندتا عکس هم کنار زاینده رود گرفتم که در پایین می گذارم.

شیطون بلا دار کفشهاشو درمی یاره که پا برهنه رو چمن بره

ماه بانو کنار پل خواجو

الهی همیشه دلت شادو لبت پر خنده باشه



وقتی می گیم بخند اینجوری الکی می خندی
بعد از آنجا به همدان رفتیم که غار علیصدرش بی نظیر بود آیدا هم مدام توی قایق تکون می خورد و می خواست توی آب دست بزنه چون آب بازی خیلی دوست داشت وداره

این عکس مربوط به رستوران بیرون غار علیصدره

این عکس رو با امین تو محوطه مهمانسرا گرفتی که مهمانسرای زیبایی بود پر از درختهای آلبالو و...
بعد از همدان به سمت شهرهای شمالی از جمله آستارا رفتیم کنار دریا از آیدا عکس گرفتیم ولی چون ترسیده بود دلش می خواست بغل بشه وبرای همین نتونستیم عکسهای خوبی بگیریم


توی این عکس قانع شد که بشینه اما هنوز عصبانیه 
در گردنه ی حیران آش دوغ خوردیم که خیلی چسبید البته منهای قهر امین !مقصد نهایی هم اردبیل بودو آب گرم سرعین که آیدا با مایو خوشگلی که پوشیده بود خیلی جلب توجه می کرد وهمه می خواستند بغلش کنند اما اونجا هم بد اخلاق شده بود شاید به خاطر گرمی هوا یا شلوغی بود نمی دونم

فکر کنم مقبره شیخ صفی باشه اما مطمئن نیستم



واین پایان سفر آیدا بود.


مسافرت به همدان
